1- از این پس می خوام اینجا هم بنویسم... .یکی نیست بپرسد از اون وبلاگ که داشتی چه بخاری بلند شد که از یکی بشود( اونو که زائیدی بزرگ کن) ولی به خودم نهیب می زنم که ( این هفتصد دینار، غیر از آن چاردهشاهی است) و اما وجدانم نهیب می زند که (اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی)
2- فضای مجازی به من آموخته اگر مخاطب هم نداشته باشی برای دل خودت هم که بنویسی کار بیهوده ای نکرده ای (چه خوشست دوشاب فروشی، هیچکس نخرد خودت بنوشی)
3- آپ نبودن و چک نکردن مداوم نظرات ,از جمله نقایص وبلاگ نویسی است که البته من به شدت بدان دچارم (آسوده کسی که خر نداره.... از کاه و جوش خبر نداره)هرچند معتقدم (به اشتهای مردم نمیشود نان خورد) ولی برای نظرات مخاطبانم ارزش ویژه ای قائلم ولی باور کنید(آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره) و توجیحات خاص آپ نکردندش...
4- یکی از دوستان قدیمی می گفت ( آبی از ت گرم نمیشه )بسته شدن پرو بال بعد از ازدواج و اشتغال را انکار نمی کنم ولی معتقد نیستم که ( آسه بروم و آسه بیایم که گربه شاخم نزند) ونه (آدم دانا به نیشتر نزند مشت) , سعی می کنم تا در این وبلاگ جوری بنویسم که وجدانم به من نگوید که (با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین)
5- تجربه زندگی هم به من آموخته که (بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره) و باید تاوان اعتقادات را به نحو مقتضی پرداخت .
6- لازم است یاد آور شوم (به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ)
الهم وفقنا ..